محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
29
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
و چه بسا آن را به سخره گيرند . امام عليه السّلام در جايى ديگر ، سبب اين مطلب را چنين بازگو مىكند : « [ دوستى ] دنيا دلش را ميرانده است ، بىاختيار شيفته و برده دنيا و كسانى است كه چيزى از آن در دست دارند . دنيا به هر طرف برگردد او نيز به همان سو رو مىكند . » « 1 » او با اشارهاى از سوى دنيا و مصلحتهايش به كارى روى آورده و يا از آن پشت مىكند . بااينحال مى پندارد همه اينها با اشاره حق و عدل صورت گرفته است . 9 - و قال عليه السلام : « خالطوا النّاس مخالطة إن متّم معها بكوا عليكم و إن عشتم حنّوا إليكم . » ترجمه : با مردم به گونهاى معاشرت كنيد كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند ، و اگر زنده مانديد با اشتياق سويتان آيند . شرح : دورويى و نيكرفتارى بسيار متفاوتند . در اولى كينهها پنهان و محبت آشكار مىشود ، ولى در حسن معاشرت به ديگران نيكى مىكنى ؛ بدون آنكه بدى كنى ، دوستشان مىدارى ؛ بىآنكه از آنها بيزار باشى ، يارى مىرسانى و كسى را نوميد نمىگذارى . به اين ترتيب محبوب مردم خواهى بود . اگر از دنيا به روى ، برايت خواهند گريست و هرگاه در ميانشان نباشى متأثر خواهند شد . خداوند سبحان مىفرمايد : « و با مردم با زبان خوش سخن
--> ( 1 ) . « أماتت الدّنيا قلبه و ولّهت عليها نفسه فهو عبد لها و لمن في يديه شيء منها حيثما زالت زال إليها و حيثما أقبلت أقبل عليها » خطبه 109 .